مقدمه ای برای کل داستانهایم
باسلام
باطلاع تمام عزیزانی که نوشته هایم را میخوانند می رسانم داستانهایی
که می نویسم اصلاْ مربوط به شخص خود و خانواده ام نیست. گاهی از
روی بعضی حرکات و رفتارهایی که در اطراف می بینم داستانی به ذهنم
می آید گاهی اوقات از روی خاطراتی که برایم تعریف میشه و گاهی هم
بداهه نویسی است عزیزانی بودند که تصور کردند داستان پدر مربوط به
خودم است اما عرض میکنم بخاطر روز پدر و از زبان فرزندی نوشتم که
میخواست به پدرش هدیه ای بدهد و هدیه او فقط دعا بود.... ![]()
دررابطه با داستان میترا نیز دفتر خاطراتی بود که خلاصه آنرا نوشتم.![]()
دل گرفته در مورد دوستی بود که ناخودآگاه نقاشی او را دیدم و نوشتم![]()
داستانهای من - کارگر خانه.... بداهه نویسی است![]()
درددل از اسمش پیداست و الی آخر.....![]()
با تشکر از تمام عزیزان
نرگس صادقی
